ماجراهای من و اورکات [این داستان: ۵۰۰]

ما یه فامیل داریم که همین چند وقت پیش‌ها رفته بود سمت غرب کشور. اینکه چرا رفته بود و اونجا چیکار داشت و اینجور چیزها بماند برای بعد! وقتی که برگشته بود تعریف می‌کرد که:

هر از چند گاهی، یکی از پولدارهای اونجا یه مهمونی می‌ده! دلیل این مهمونی ها همه یه چیزه! اونجا رسم‌ه که هرکی سرمایه و دارایی‌اش به ۵۰۰ میلیون تومان برسه یه مهمونی می‌ده و اعلام می‌کنه که “آقا ما ۵۰۰ میلیون پول داریم …

پیرو این قضیه و اینکه من اگه تا آخر عمرم هم خودم رو بکُشم فکر نکنم بتونم از این مهمونی‌ها بدم، اما برای اینکه دچار مشکلات روحی-روانی نشوم می‌خوام یه کار دیگه بکنم! منم هر وقت که تعداد دوستای اورکات من به ۵۰۰ رسید، یه مهمونی می‌دم! خودتونم می‌دونین که من اگه یه حرفی بزنم پاش وای‌می‌ایستم!!! پس بجنبید و برای قرار گرفتن در لیست مهمانی اقدام و ثبت‌نام کنید …

برای ثبت‌نام به آدرس جی‌میل من که mesgary است یه ایمیل بزنید و لطفا عنوان ایمیل رو هم “۵۰۰″ بگذارید!!!! (هرکسی می‌تواند ثبت‌نام کند، حتی اگر فقط برای یک بار به این وبلاگ سر زده باشد)

[بر همگان واضح و مبرهن است که من عمراً بتونم یه مهمونی مفصل بدم، پس همه به یک رستوران یا کافی‌شاپ (بستگی به تعداد افراد داره) دعوتید...]

دیدگاهی بنویسید