بایگانی برای شهریور

Spider Man 2

سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۸۳

جای شما خالی (یا شایدم، نخالی) دیشب نشستیم و این فیلم Spider Man 2 رو بالاخره دیدیم!

واقعاً حیف وقتی که گذاشتم و این فیلم رو دیدم! به نظر من که اصلاً فیلم به درد بخور و قشنگی نیست، به هیچ کس هم توصیه نمی‌کنم که وقتش رو تلف کنه و این فیلم رو ببینه!

بجز ۱۰-۲۰ دقیقه آخر فیلم که یک مقدار جالب شده بود، بقیه فیلم هیچ هیجان و زیبایی نداشت! (مبادا گول تبلیغاتش رو در ماهواره بخورید…)

البته ناگفته نماند که یک مقدار از شاکی بودن من بر می‌گردد به اینکه فیلم کیفیت خوبی نداشت و از روی پرده ضبط شده بود!

چای

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۳

قابل توجه چایی‌خورهای حرفه‌ای:

چقدر خوب است که آدم در موسسه‌ای کار بکند که هر وقت (حتی مثلاً ۹ شب) چایی خواست بتواند زود بهش برسد …

تولدم مبارک

دوشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۸۳

مگه نه؟

ساعت

یکشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۳

- وقتی اومدم خونه ساعت ۶:۱۵ بود

- شام که داشتم می‌خوردم ساعت ۶:۰۰ بود

- ۶:۱۰ هم که شام تموم شد

- الآنم ساعت ۶:۴۵ رو نشون می‌ده

اِ …

بابا این عقربه کوچیکه (ساعت شمار) فکر کنم چون بهش بی‌محلی شده قهر کرده و لق شده. حسابی آویزونه آویزونه …

فوقش لیسانس

شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

همونطور که قبلاً گفته بودم، کنکور رو تِر زدم رفت …

دارم به این نتیجه می‌رسم که به جای فکر کردن به فوق لیسانس، به فوقش لیسانس فکر کنم …

GMail

شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۸۳

اولاً تا یادم نرفته بگم که یه رفیق بی‌کاری دارم که نشسته و هی داره میل‌باکس جی‌میلش رو داره پر می‌کنه ببینه چی می‌شه!!!!

دوماً اونایی که هی کامنت می‌گذاشتن و درخواست می‌کردن، الان دوباره من دعوتنامه جی‌میل دارم! هرکی می‌خواد میل بزنه! باز نگذارین صد سال دیگه که دعوتنامه‌ها تموم شد هی میل بزنین، هی کامنت بنویسین‌ها … به اون عدد بالا سمت راست هم دقت کنین قبل از هر کاری …

تولد

سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۳

این چند وقته تقویم مغز من حسابی ریخته بهم شده!!! یعنی اصولاً تاریخ روز رو نمی‌دونم!!! مهمترین اتفاقی که پیرو این قضیه می‌افته می‌دونین چیه؟ اینه که تولدهارو هی یادم می‌ره و آبرو ریزی می‌شه … حالا ایندفعه آنقدر به خودم گفتم که این یکی تولد رو یادم نره و حواسم به تاریخ باشه که نزدیک بود یکی دو روز زودتر برم تبریک بگم که در آخرین دقیقه به لطف اعلام تاریخ از طرف مامان جان گرامی جلو این پیش آمد مهلک گرفته شد …

حالا هم اومدم اینجا بگم که “اگه به موقعش یادم رفت تبریک بگم، از الآن تولدت مبارک

سلمانی

شنبه, ۷ شهریور ۱۳۸۳

آقا جای شما خالی … بالاخره ما رفتیم سلمانی …

آخه تو همه عکس‌ها این موهای من آنقدر افتضاح می‌افتاد که نگو! اما حالا توپ شده … هرکی می‌خواهد باهام عکس بگیره عجله کنه تا موهام درست و حسابیه!!!

المپیک

پنجشنبه, ۵ شهریور ۱۳۸۳

آقا بالاخره ایران هم تو این المپیک مدال گرفت، اونم از نوع طلا … البته اینم بگم که تا حالا ۶۶۰ تا مدال توزیع شده و تازه ایران اولین مدالشو گرفته!!!

ولی خدا وکیلی این رضازاده عجب غولیه هااا … (بزن به تخته که چشم نخوره)

به هر حال دَمش گرم که خیلی بهمون حال داد! هم آبروی خودش رو خرید، هم آبروی ایران رو …