بایگانی برای آبان

با اجازه

سه شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۸۳

اینجا و اینجا ۲تا نوشته است که من یه جورایی از ایده‌اش خوشم اومد! به همین دلیل تصمیم گرفتم من هم کار Cari و Craftysmee رو تکرار کنم؛ منتها برای خودم!

[My name is]: Hooman

[in the morning i am]: Drowsy

[love is]: Great experience…

[i dream about]: Just her!

البته من مثل اون دو نفر با حوصله نیستم، بنابر این فقط تیکه اولش رو نوشتم. اما شاید یه روزی بشینم و بقیه‌اش رو هم بنویسم! این کار رو به شما هم توصیه می‌کنم!

Bad, bad server. No donut for you

سه شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۸۳

این اورکات هم دیکه داره شورش رو در می‌آره …

از هر ۵ تا صفحه که باز کنی، یکیش نمیاد! عوضش برات می‌نویسه:

Bad, bad server. No donut for you
 
Unfortunately, the orkut.com server has acted out in an unexpected way. Hopefully, it will return to its helpful self if you try again in a few minutes.It’s likely that the server will behave this way on occasion during the coming months. We apologize for the inconvenience and for our server’s lack of consideration for others.

آخه یکی نیست بیاد به اینا بگه که: شما که زورتون نمی‌رسه که این همه کاربر رو پذیرا باشین (یا بهتر بگم، براتون نمی‌صرفه که سرور بهتری برای اورکات کنار بگذارید) چرا اصلاً راه انداختینش که کارتون به اینجا بکشه؟

به خدا برای گوگل زشته این کارا …

iRobot

دوشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۸۳

به قول محمد: “امشب میخوام از سیمای لاریجانی تعریف کنم

آقا این صدا و سیمای ما هم کم‌کم داره آدم می‌شه‌ها!!!

دیشب به مناسبت عید سعید فطر (که لازمه همینجا تبریکش رو هم به همه مسلمین و هم به همه هم‌میهنان عزیز بگم) فیلم iRobot رو گذاشت که من به شخصه کلی حال کردم! هم از فیلمش، هم از صدا و سیما …

یکی از قشنگی‌های فیلم (البته برای من) این بود که تا اواخر فیلم فکر می‌کردم که این هم مثل فیلم‌های فارسی همه چیز تقصیر رییس موسسه USR است و اون به خاطر پول داره این کارهارو می‌کنه و از این بابت حرصم می‌گرفت، اما اواخر فیلم که خود رییس موسسه هم قربانی مشکلات می‌شه معلوم می‌شه که “نه بابا! اونقدرها هم فیلمش فارسی نیست“. آخر فیلم هم که دلیل همه اغتشاش‌ها روشن می‌شه معلوم می‌شه که “آره بابا! با این فلسفه پشت فیلم، اصلاً فارسی نیست!

شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۸۳

این نوشته بعداً تکمیل و تصحیح می گردد!

آخه الآن حس تایپ کردنش رو ندارم…

نگاه

دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۸۳

تا تو نگاه می‌کنی، کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟

ملت غیور پرور

یکشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۸۳

در راه رسیدن به منزل:

تمام خیابان را آب گرفت است. کمی بالاتر لوله ترکیده مشاهده می‌شود!

در منزل:

* [سیستم] راهنمای ۲۳۷ بفرمایید.

+ سلام خسته نباشید.

* شما هم خسته نباشید، بفرمایید.

+ جناب، شماره تلفن سازمان آب رو می‌خواستم. در رابطه با ترکیدگی لوله!

* ۱۲۲ [و سپس بوق اشغال]

ادامه در منزل:

* سازمان آب، بفرمایید.

+ سلام خسته نباشید.

* بفرمایید. امرتون.

+ [با ناراحتی] جناب الآن سر کوچه ما لوله ترکیده، و اینطور که معلومه مدت طولانی هم هست که آب داره می‌ره!

* [با احترام] لطف می‌فرمایید آدرس محل ترکیدگی لوله را بفرمایید.

+ [با خوشحالی] بله، حتماً. شهرک ژاندارمری … [جمله نا تمام می‌ماند]

* [با عصبانیت هرچه تمام‌تر] اون رو خودمون باز گذاشتیم که آب تصفیه بشه! اااااه! هزار نفر تا حالا زنگ زدن! [بوق اشغال بدون هیچ مکثی]

دعوا

دوشنبه, ۴ آبان ۱۳۸۳

جای شما خالی امشب (که میشه دیشب) یه دعوای حسابی کردیم! حالا گندش فکر کنم هنوز در نیومده! خدا به خیر کنه!