نوروز فرخنده باد
یکشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۸۳بوی عیدی
بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ
با اینه زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی عیدی
بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ
با اینه زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
در سایه ایزد تبارک
عید همگی بود مبارک
آقا جای همتون خالی …
عجب چهارشنبه سوری توپی داشتیم ما …
ما که رفته بودیم شهرک غرب، پارک سپهر …
هر چند کلی سر خریدن اسباب و آلات چهارشنبه سوری پیاده شدیم، اما ارزشش رو داشت …
همه چهارشنبه سوریها برام خاطره هستند، اما این یه چیز دیگه بود …
فقط یک چهارشنبه سوری دیگه تو عمرم اینقدر بهم خوش گذشته بود، اونم ۳ سال پیش بود که با بچههای دانشگاه رفته بودیم آتی ساز (خونه روزبه اینا) …
امیدوارم همه حالشو بُرده باشند! اونم حال از نوع حال استمراری …
امروز که اومدم خونه، دیدم دم در خونه کلی ماشین پارک شده بود (آخه خونهما تو یه کوچه بنبست فرعی است که همش ۴ تا ساختمان توش است و همه خونهها پارکینگ دارند! و بیشتر از ۲ تا ماشین مشکوک میزنه) و در ورودی هم باز بود و یک سنگ جلوش بود که بسته نشه!!!
برای ارضای حس کنجکاوی از راه پله اومدم که ببینم این همه آدم تو کدوم خونه هستند. تا طبقه ما که خبری نبود (و ما طبقه یکی مونده به آخر هستیم)، پس همه خبرا مربوط به همسایه بالایی باید باشه!
تو خونه هم کسی نمیدونست که چه خبره! ولی از بالا خیلی سر و صدا میاومد. آخر سر زنگ زدیم بالا و گفتیم که “دیدیم سر و صدا میاد، نگران شدیم. اتفاقی افتاده؟” و اون فامیلشون که گوشی رو برداشته بود گفت که آقای همسایه بالایی فوت کرده …
هنوز باورم نمیشه!!!
همه ما، الآن که هستیم، معلوم نیست فردا هم باشیم یا نه!!!
ولی هنوزم باورم نمیشه!!!
جای شما خالی این کنکور ما بد نشد! فکر کنم که از پارسال بهتر شد! البته فکر کنم IT رو بهتر از کامپیوتر داده باشم! کل خوندن مفیدم حدود ۳ روز بود! اما خوب نتیجه داد، تنها اشکالش این بود که برنامه ریزیام خراب از آب در اومد چونکه من فکر میکردم که کنکور هفته دیگه باشه و من اگه از شنبه شروع میکردم تا چهارشنبه بعدش ۱۰ روز وقت بود، اما از شنبه تا همون چهارشنبه فقط چهار روز فاصله است!!!
علیرغم اینکه وقت کم آوردم (برای خواندن، نه سر جلسه) فکر کنم که کامپیوتر را بین ۱۵ و ۵۵ بشم! اما IT را یا زیر ۱۰ میشم یا بالای ۱۰۰! (اونایی که من رو میشناسند میدونند که شوخی ندارم)
خداییش امسال اصل انگیزهام رو برای کنکور خواندن از دست داده بودم، آخه دیگه به رتبههای یک تا سه کنکور معافیت سربازی نمیدهند! اگه این قانون لغو نشده بود ممکن بود کنکورم خیلی بهتر بشه، اگه که یک تا سه هم نمیشدم، لا اقل یک رقمی … (باز هم اونایی که من رو میشناسند میدونند که شوخی ندارم)
حالا نتیجهاش فکر کنم اواخر اردیبهشت معلوم بشه! خدا به دادم برسه!!!
راستن من و وحید تو این هفته میخواهیم برویم سازمان سنجش اعتراض! آخه اینم سووال بود که در آورده بودند! واقعاً من برای این ملت، دانشجوهاش، سازمان سنجشش و اساتیدش متاسفم! آخه طراح سووال کنکوری که AΔ(BΔC) رو نتونه درست حساب کنه، یا اینکه در مورد مقایسه O(n2 Sin n) و n بحث کنه رو باید با یه دسته اسکناس دو هزار تومانی ساعت ۹ گذاشت دم در! (مطمئن باشید که اینقدر بدرد نخور هست که مامورهای شهرداری اگه که پول ندین از دم در خونتون برش نمدارن!) حالا هر کی که سرش به تنش میارزه (مثل من و وحید) و اصولاً آدم پایهای است (بازم مثل من و وحید) یه تماس با من بگیره که با هم بریم سازمان سنجش، تکلیف اینارو روشن کنیم! (باز هم اونایی که من رو میشناسند میدونند که دیگه اصلاً شوخی ندارم)
از اونجایی که من امسال کنکور دارم و تا کنکور کمتر از یک هفته مونده و بنده حقیر فعلاً بیلمز بیلمزم و هنوز شروع نکردهام، در این لحظه تصمیم به استارت میگیرم! از کلیه عزیزان و دلبران خواهشمندم با دعای خیرشان مرا همراهی نمایند. به منظور جلوگیری از وقوع واقعه اسفناک سال گذشته (فوقش لیسانس) این مکان مقدس را تا اطلاع ثانوی (پایان پروسه کنکور) مسکوت میگذارم!
بعد از کنکور مستقیماً به اینجا برخواهم گشت …