کنون
به لطف و یاری و مهر خداوند
نکو جشنی بپا شد بس فرحمند
میان گُلسِتانی خوب و زیبا
به یُمن وصل گُلهائی فرحزا
یکی الهام گُلدختی فریبا
دگر گل هومن دُردانه، یکتا
که دل دادهست بر الهام یکجا
خیالش پر ز او گردیده هر جا
دو دلداده کنون با لطف یزدان
ببستند عهد و پیمان از دل و جان
که تا این چرخ گردد در دو صد سال
بمانند نزد هم مسرور و خوشحال
مبارک باشد این وصلت که دادار
نمود از مهر و لطف خویش سرشار
علی کاشانی (راسخ)