بانک پاسارگاد

به اینم میگن شانس، حالا بعد عمری هم که ما خواستیم بریم و یه مقدارکی سهام پذیره‌نویسی کنیم، اینقده دیر رفتیم که دیگه تموم شده بود!!!
صد بار دیشب به خودم گفتم که به این ریحانه زنگ بزنم بگم برام بکنه‌ها، اما گفتم چرا بچه مردم رو بندازم تو زحمت، خوب خودم میرم!!! فکر نمی‌کردم اینقدر بازارش داغ باشه که صبح علی‌الطلوع ۵۰ میلیارد تومان سهام پذیره‌نویسی بشه!!! حالا این نامردا یه چند هزار تومنشو برای من خالی میذاشتن چی میشد؟ نمی‌مردن که!!!

دیدگاهی بنویسید