از زبان آرمان
امروز یکی یه ایمیل برام فرستاده بود با عنوان یه بچه پر رو، از زبان آرمان که دیدم بدک نیست اگه اینجا بزارم بقیه هم حالشو ببرن.
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچهی پیاز خوردهی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدهات را به سر و صورت حساس من نمالید!
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمیکنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب میشود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهوارهای و سیبیلهای دمالاغیاش مرا به یاد قرضهای شما میاندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش «بول بول بول بول» میکند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیلهای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهیتابه به روی زمین، از چینیهای توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هلههولهی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب میشود که شیرتان بوی «بچه سوسک مرده» بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا «پووووووف» میکنید به حداقل میرسد! الان بگم که بعد شرمندهتون نشم!