بایگانی برای ‘روزانه’ دسته

اولین شعر

یکشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۸۷

این پسر ما فکر کنم می‌خواهد در آینده شاعر بشود. امروز اولین بیت شعرش را در وصف گاوش (یک گاو بادی که هم‌اندازه خودش است) گفت:

گاو به این بزرگی
حرف می‌زنه با چشماش

کیبورد فارسی آیفون

شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۸۷

بالاخره این حساب کتاب‌های احمقانه مخابرات ما را مجبور کرد که دست به کار بشیم و بالاخره یک کیبورد فارسی روش نصب کنیم. البته کیبورد فارسی که نه، بهتر بگیم کیبورد عربی. فقط حیف که چندتا مشکل داره که باید رفع بشود:

  1. هنوز هم که هنوزه فونت فارسی‌اش درست کار نمی‌کند و آخرین حرف هر کلمه را بصورت متصل می‌نویسد. (مثل: متصل‍ و یا آخرین‍)
  2. در قسمت پیامک‌ها نوشته‌ها از چپ به راست است. (مثل: لصتم‍ و یا نیرخآ) ولی خوشبختانه موقع تایپ درست است.
  3. چهار حرف تفاوت عربی و فارسی (گ چ پ ژ) را ندارد، عوضش همزه و ة دارد!
  4. چ.ن بطور پیش‌فرض اولین حرف را با حالت فعال Shift می‌نویسد و باید اول هر جمله بطور دستی غیر فعالش کرد.
  5. روی کلید Return نوشته «إدخال‍» جای Send هم نوشته «ارسل‍».
  6. ی و ک آن عربی است.

عزیز من

چهارشنبه, ۸ آبان ۱۳۸۷

هم سفر!
در این راه طولانی - که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد - بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند. خواهش می‌کنم!
مخواه که یکی شویم، مطلقاً یکی!
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد!
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را.
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی.
هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بل دلیل توقف است…
عزیز من!..
…دو نفر که سخت و بی حساب عاشق هم‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛ واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی، قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند… اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق. یکی کافیست. عشق، از خودخواهی‌ها و خود پرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد. بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید… بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقاً واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل…
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست، سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگیست…
بیا بحث کنیم! بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم! بیا کلنجار برویم! اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم…
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را ،در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد، نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم. من و تو حق داریم در برابر هم قد علم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم…
عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

منتخبی از کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» نوشته «نادر ابراهیمی»

عرق

سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۸۷

گاهی با خود فکر می‌کنم، چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می‌ریزیم و وضع‌مان این است و آن‌ها در آن سر دنیا عرق می‌خورند و وضع‌شان آن است!
نمی‌دانم مشکل در نوع عرق است و یا در نوع ریختن و خوردن آن؟

اخبار

یکشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۸۷

من این چند وقت خیلی سعی کردم که اینجا حرف‌های سیاسی نزنم ولی امروز ۲ تا خبر خواندم که دیگه نتونستم جلوی خودم را بگیرم.

رئیس کل بانک مرکزی: نرخ تورم را در سطح ۲۵ درصد کنترل می‌کنیم
اصلاً انگار نه انگار که تورم ۲۵ درصد یعنی اینکه هر ۴ سال دو و نیم برابر شدن قیمت‌ها! اصلاً انگار نه انگار که همین دولت ادعایش این بود که تورم باید کم بشود! اصلاً انگار نه انگار که همه جای دنیا حرف از تورم‌های یک رقمی می‌کنند! و البته و صد البته که اگر به من هم وام ۱۰۰ میلیون تومانی قرض‌الحسنه (البته در اینجا بهتر است بگوییم «قرض‌الپس‌نده») می‌دادند و از همان اولش می‌گفتند که ۵۰ میلیون تومان آن بلاعوض است، برای من ۲۵ درصد تورم چیزی نبود و حتی مهم هم نبود!

محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس: برای وزارت، مدرک تحصیلی مهم نیست
باز هم اصلاً انگار نه انگار که این کار آقای کردان جعل سند محسوب می‌شود و اصلاً انگار نه انگار که ایشان وزیر این مملکت هستند و باید آبرودار ایران باشند نه آبروبر!

در همین لحظه از اتاق فرمان علامت می‌دهند که بیشتر از این ادامه ندهم و بحث را ببندم!

تورنت

چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۸۷

بابا این تورنت هم عجب چیزیه! فقط اینو بگم که من با اینکه از هر چی نرم‌افزار «به اشتراک گذاری» مستقیم بدم می‌آید. عاشق این یکی شدم. یک مزیت عمده آن این است که تورنت یک نرم‌افزار نیست، یک پروتوکل است برای «به اشتراک گذاری» و بقیه ملت می‌آیند و یک نرم‌افزاری می‌نویسند که تحت این پروتوکل و ساختار کار کند. البته این رو هم بگم که این جملاتی که من گفتم اصلاْ فنی نیست و فقط به منظور انتقال کلیت گفته شد.
من خودم از نرم‌افزار سی‌تورنت استفاده می‌کنم که یک نرم‌افزاری لینوکسی است و در خط فرمان اجرا می‌شود. می‌شود آن را همراه با سرور مربوطه اجرا کرد که کنترل وضعیت دریافت و ارسال فایل‌ها را تحت وب انجام داد.

آرمان می‌رقصد

سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۷

یادمان نرود

یکشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۷

گنجشک به خدا گفت: «لانه کوچکی داشتم. آرامگاه خستگیم، سر پناه بی‌کسی‌ام بود. طوفان تو آن را از من گرفت. کجای دنیای تو را گرفته بودم؟»
خدا گفت: «ماری در راه لانه‌ات بود. تو خواب بودی، باد را گفتم لانه‌ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم. و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی!»

دمش روح اینترنت پرسرعت در کالبد منزل

سه شنبه, ۵ شهریور ۱۳۸۷

این اینترنت پرسرعت خانه ما هم بالاخره راه افتاد. خیلی حال می‌ده. علی‌الخصوص اگر با Eee PC باشد و بی‌سیم باشد و ADSL باشد و در منزل باشد.
این اولین لحظات استفاده من از اینترنت پرسرعت در منزل است و با Eee PC الهام دارم اولین نوشته‌ام را می‌نویسم.

تمیرگاه مرکزی دوربین

شنبه, ۲ شهریور ۱۳۸۷

اون روزی که دوربین را بردم نمایندگی آفومار برای تعمیر، هرچی من توضیح دادم که بابا تو این دوربین شن رفته و لنزش گیر کرده و لنزش هیچ مشکل دیگری ندارد کسی خرف ما را گوش نکرد. حتی به آن آقای آفوماری گفتم مدار داخلی دوربین سوخته است و دلیلش هم این است که دوربین حتی در حالت نمایش عکس‌ها (Playback) که با لنز کاری ندارد هم تصویر سیاه می‌دهد گوش نکرد! فقط لطف کرد گفت که «۱۴۵ هزار تومان قیمت لنز است و ۵۰ هزار تومان هم هزینه تعویض آن. اگر بعد از تعویض لنز باز هم تصویر نداد باید قسمت‌های دیگرش چک شود و هزینه آن به شما اعلام می‌شود» (یعنی دوربین را که بدهی، ۱۹۵ هزار تومان پیاده هستی. اگر شانس بیاری و درست بشود که هچ، اما اگر درست نشود یا باید ۱۹۵ هزار تومان بدهی و دوربین خراب را تحویل بگیری و یا اینکه باز هم کلی پول دیگر بدهی تا بقیه مشکلات حل شود. یعنی همه جوره رفته توی پاچه‌ات)

من هم که دیدم اینجوری خیلی زور دارد، بیخیال تعمیرش شدم و تصمیم به خرید یک دوربین گرفتم.در همین احوالات بودم که دوستان تعمیرگاه مرکزی دوربین را پیشنهاد کردند. نه آدرس درستی داشتم و نه تلفنی! با هزار دردسر بالاخره پیدایش کردم و همان دوربین را فقط با ۵۵ هزار تومان کامل تعمیر کردند و الآن هم دارد به خوبی کار می‌کند! ۴۰ هزار تومان هزینه «تعویض بورد DC-DC» و ۱۵ هزار تومان هم هزینه «باز و بسته کردن دوربین و تعوض بورد و تمیز کردن شن‌های موجود در لابلای لنز». خدا خیرشان بدهد. از معدود مراکز خدماتی در ایران است که به دلم نشست و می‌دانند که دارند چکار می‌کنند.

برای دیگر دوستانی که به دنبال تعمیر دوربین‌شان هستند آدرس و تلفن آن به شرح زیر است:

  • آدرس: خیابان جمهوری، بین ولیعصر و حافظ، ساختمان آلمینیوم، طبقه یازدهم.
  • تلفن: ۶۶۷۳۹۴۹۴
  • وب‌سایت: http://www.tamir.ir (فعلاً که کار نمی‌کند)